نمی دانم چه مرگم شده است. مدتی است مرض بی خوابی گریبانم را بد جوری گرفته است. فکرش را بکنید شب قبل تا ساعت یک پای تماشای فوتبال نشسته باشید و صبح روز بعد ساعت 7 باید سر کار حاضر شوید و تا ساعت 6 بعد از ظهر یک ریز کار بکنید . الان هم که ساعت حدود 1 بامداد است هنوز بیدارم. فردا هم سر ساعت 6 باید بیدار شوم و باز روز از نو ، روزی از نو....
اما خدا وکیلی این ساعات شب آنقدر دوست داشتنی هستند که آدم زورش می آید بخوابد.مگر اینکه دیگر زورش نرسد . مثل الان من....شب به خیر.

/ 2 نظر / 5 بازدید
بهار

سلام.شب بخير واقعا سخته بی خوابی

خارپشت

خواب....شب....سکوت.....بی خوابی....من.