عید همه مبارک

اکنون که روزهای آخر سال را می گذرانم یاد تمامی خاطرات تلخ و شیرینی افتادم که در این یک سال برایم اتفاق افتاد و همین چیزی که اسمش را "زندگی" می گذاریم برایم رقم زد.
یک سال زندگی با تمام تلخی ها و شیرینی هایش. تلخی هایی که اگر چه در زمان خود تلخ بودند اما خیلی هایشان را گرد نسیان (دقت کنید به شباهت این واژه با انسان) آنقدر کمرنگ کرد که حتی الان که به یادشان می افتم جز آهی که گاهی آنرا برای پاک کردن شیشه ی عینکم به کار می روم چیزی نسیبشان نمی شود.
اما این سال شادی های زیادی هم داشت . هم از نوع دلخوشی های کوچک زندگی،‌هم از نوع اتفاقات بزرگ و خوش آیندی که مطئنم تاثیر آنها در آینده خیلی بیشتر از تاثیر آن "آه" خواهد بود. یکی از آخرین شادی ها حضور در همایش شعر سال شوش بود که اولین روز همین هفته برگزار شد که الحق و الانصاف همایش خوبی بود و شعر های زیبایی خوانده شد که در آخر همین پست شعر منتخب هیات داوران را برایتان می گذارم .( هر چند که به نظر من شعرهای دیگری هم بودند که استحقاق عنوان بهترین شعر سال را داشتند.شاید دلیلی انتخاب...فراموش کنید!)
قصد دارم فردا به اتفاق دوستان به مسافرت بروم . به استان کرمانشاه. تحویل سال را احتمالاً در کرمانشاه خواهیم بود. برای همگی دوستان سالی خوب توام با پیروزی و موفقیت آرزو می کنم .


ببر مرا به نگاه های آخر هابیل
به جان گرفتن کابوس در شب قابیل
ببر مرا به عروج دوباره در آتش
به جشنواره ی پر شور ذبح اسماعیل
ببر به جنگ قبایل جنون سنت ها
به ماه کامل و آتش به پایکوبی ایل
به آیه های قلم خورده در شب تورات
و رقص شیطنت آمیز واژه در انجیل
صلیب قد بکشم قامتی در آغوشم
به عصر کشتن پیغمبران بدون دلیل
پرنده ای پوم از قاف سنگ بردارم
عذاب را ببرم بر فراز عام الفیل
و صخره ای بشوم در سکوت آن شب کوه
شبی که صوت خدا جلوه کرد در جبریل
و شاعران معلق که خیره می می ماندند
به غسل کردن من در تلاوت ترتیل
ستاره های شب مکه خودکشی کردند
مدینه پر شده از بالهای عزرائیل
سقوط شبه جزیره به جهل ذاتی خویش
سوار بی سر تنها جنون اسب اصیل
مرا ببر به معاصر به جنگ خوزستان
عروس باکره در گور دسته جمعی ایل
که باید از عطش کرخه آب بردارم
یکی دو مشت بپاشم به روی دجله و نیل
مرا ببر به امید دوباره در موعود
به جشنواره ی لبخند آخر هابیل

سارا احمدی

/ 4 نظر / 17 بازدید
آناهیتا اوستایی

« غرض از مزاحمت این‌که شما دو هفته‌ی قبل منو کشتین. منتقد: این ارتباط.... ممکن است اشاره‌ای به عدم واقعیت خطی بودن زمان از دیدگاه پست‌مدرن باشد می‌خوای یه کم صحنه‌ی قتلو تعریف کنم؟ » سلام و سال نو مبارک وبلاگ جدید من با انبوهی(!) از مطالب متوسط و یک داستان به روز شد صمیمانه منتظرم Kechi.blogfa.com

فهیمه حسینی علی آباد

به روزم با: شبا که ما بیداریم، آقا پلیسه میخوابه دکمه بودن میان سوزن ها تورژسانس شعر بی خانمان از: آندره ی وازنسنسکی استاد سید مهدی موسوی چنین گفت

محمد حسيني مقدم

به روزم با پستی درباره دوستانی که اندازه آلت تناسلی شان را برایم اس ام اس می کنند تمیز کردن توالت ادبیات میمون پرست ایران و شورت آقا و خانم ایکس و ایگرگ بوی گند جشنواره های شعر آسیب پذیری یک همبرگر در برابر زیبایی فتح مصر نشریه همین فردا بود شعری در مورد هم جنس گرایان قزوینی در بهار و چند لینک به ترجمه ها و ترانه های جدید منتظرم که بیایی حتی اگر فقط برای تبریک سال نو باشد راستی شعرتان را هم خواندم بیشتر مطالعه روی وزن داشته باشید از این جهت ضعف هایی داشت

سید مهدی موسوی

پرتقال کوکی وبلاگ «غزل پست مدرن» پس از 6 ماه خاموشی به روز شد با: 1- دو شعر جدید منتشر نشده برای خرس پاندا برای حلاج و فروغ و اخوان و مسعودخان کیمیایی 2- رقصنده با تاریکی دردواره ای ناتمام با احترام به «پیام یزدانجو»ی عزیز 3- پیام های بازرگانی معرفی 44 شاعر خوب و لینک تعدادی از شعرها، داستان ها و مقالاتشان 4- چه جوری؟ اینجوری! اینجوری!! بررسی شتابزده موسیقی رپ و موسیقی های رایج تلفیقی فارسی با احترام به «آرش سبحانی» و معرفی از او 5- سلاخی زار می گریست نگاهی دیگرگونه به «احمد شاملو» از نگاه «ابراهیم گلستان» 6- کتابخانه ی بابل معرفی و بررسی کتاب های ارسالی 7- شمس و عین القضات، من بودم! از زبان شمس بزرگ 8- مهدی موسوی بدبختی ست لینک چندین شعر و مصاحبه و کتاب از خودم 9- اعتماد به نفس در حد «استاد حسن شماعی زاده!» بررسی دو پرونده جنجالی 10- جنگ دنیاها معرفی چندین شاعر و کتاب الکترونیکی جدید 11- عروض در شونصد روز بحث هایی همیشگی در مورد تکرار در غزل پست مدرن 12- در انتظار گودو خبر چاپ جدیدترین شماره مجله همین فردا بود منتظریم...