يادش به خير...

یک روزی، یک کسی، یک جایی به من گفت که:" آدم ها تنها هستند و تا ابد تنها خواهند ماند. " عاشق حرف هایش شدم. خیلی از حرف هایش به دلم نشست. سعی کردم شنونده ی خوبی باشم. هیچ نگفتم و او گفت. او می گفت و من ساکت بودم. چرا که حس می کردم در مقابل گفته های او چیزی ندارم که بگویم. حرف هایی که می زد آنقدر قشنگ و دلنشین بودند که من جرآت حرف زدن به خودم نمی دادم.سعی کردم اگر نمی توانم گوینده خوبی باشم شنوده ی خوبی بشوم. گاهی از عشق حرف می زد .گاهی از درد. هم از خوبی حرف می زد هم از بدی. من مست حرف هایش بودم که ....او ساکت شد. دیگر حرف نزد. من ماندم و حسرت کلی حرف های نشنیده. یادش به خیر .

 یک روزی، یک کسی، یک جایی ...

/ 10 نظر / 4 بازدید
سارا

اين از دست دادن ها تلخ خواهند بود...

سيد مهدی موسوی

4شنبه 20 دی جلسه نقد و بررسی مجموعه جنجالی و بحث انگیز: « فرشته ها خودکشی کردند » اثری از: « سید مهدی موسوی » ساعت 3 الی 6 بعدازظهر تهران – میدان بهمن - فرهنگسرای بهمن – سالن فرهنگ با حضور شاعران و منتقدانی از سراسر کشور تذکر: به علت حجم بالای نقدها و مقالات قبل از ساعت 3 در سالن باشید مهم این نیست که موافق هستید یا مخالف مهم این نیست که 5 سال از چاپ مجموعه گذشته مهم این است که منتظر شما و نقدتان هستم... ( ورود برای عموم آزاد است ) آدرس نسخه PDF مجموعه: ( با کلیک راست بر روی نام کتاب و انتخاب گزینه save target as… ) http://www.library.arooz.com/1385/04/post.php#more

فاوست صورتی

من را که نمی خواهی بگذاری در حسرت همه آن حرفهای نشنيده؟ می خواهی؟

مهسا

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل دردآشنا دیوانه است

مازيار عارفانی

وبلاگ معمارستان در راستای دستیابی راحت تر دوستان ادبی به وبلاگها ی ادبیات معاصر بیش از 300 لینک را در صفحه لینک های خود قرار داد. لینک شما هم در قسمت لینک های وبلاگ معمارستان قرار داده شد . اگر مایل بودید می توانید این وبلاگ را لینک نمایید. منتظر خبر شما هستم.

شقايق زعفری

سلام دوست عزيز... به آفريد به روز شد... منتظر نظرات شما هستم...

مینو نصرت

سلام نازنین واژگان خیس با یک مثنوی به روز شد

دختر نارنج و ترنج

ای خوش دلی که عاشق و بی‌تاب می‌شود! چشمی که از خیال تو بی‌خواب می‌شود آن غم که شادمانی‌ عالم غلام اوست بنگر «درون دیده‌ی من آب می‌شود» قد قامة‌ الصّلاة! نمازی مبارک است آنجا که ابروان تو محراب می‌شود این روشنی که در دل من موج می‌زند اسباب رشک و غبطه‌ی مهتاب می‌شود آن بوسه‌ها که از لب خورشید می‌رسد روی لبان من غزل ناب می‌شود... - امیر حسین سام - مهربون سلام باز هم با یه متن و غزل از خودم بروزم خوشحال می شم بیای شب خوش

دختر نارنج و ترنج

دلت را خانه ی ما کن ، مصفا کردنش با من به ما درد دل افشا کن ، مداوا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل ، کلید استجابت را ؛ بیا یک لحظه با ما باش ، پیدا کردنش با من بیفشان قطره ی اشکی که من هستم خریدارش بیاور قطره ی اخلاص ، دریا کردنش با من به من گو حاجت خود را ، اجابت می کنم آنی طلب کن آنچه می خواهی ، محیا کردنش با من ... با کمی نیایش آمدم و ... منتظرت می مانم ........ ! شب خوش

دختر نارنج و ترنج

شاعر سلام حضور قشنگتان را سپاس می گذارم ! ... و اینکه ... خوشحالم کردین باز هم ممنون شبتون بخیر