من می نويسم پس هستم!!!

این روزهای طولانی تابستان چه زود می گذرند. حس می کنم از روزهای کوتاه زمستان هم سریع تر تمام می شوند.نمی دانم این که روزها سریع می گذرند باید به آدم خوش گذشته باشد یا بد؟ ولی به من که بد نمی گذرد.دلیل تاخیر در به روز کردن این وبلاگ هم مشغله زیاد نیست. دیگر حوصله وبلاگ نویسی را ندارم. این که مطلبی بنویسی و دلت خوش باشد به این که چند نفری آنرا بخوانند و گاهی هم نظری بدهند برایم کسل کننده و بی معنی شده است. تعارفی که با کسی ندارم. حتی با خودم. وقتی دلیلی برای نوشتن نداشته باشم چه اصراری دارم که به زور بنویسم.(یا به روز بنویسم) فعلاً که از این روزها استفاده می کنم و می خوانم و می خوانم و می خوانم و .... شاید زمانی برسد که باز حس نوشتن  به من دست دهد و بنویسم و بنویسم و بنویسم و.....

 

 

خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت
از فكر اين كه قد نكشيدم دلم گرفت

از فكر اينكه بال و پري داشتم ولي
بالاتر از خودم نپريدم دلم گرفت

از اين كه با تمام پس انداز عمر خود
حتي ستاره اي نخريدم دلم گرفت

كم كم به سطح آينه ام برف مي نشست
دستي بر آن سپيد كشيدم دلم گرفت

دنبال كودكي كه در آنسوي برف بود
رفتم ولي به او نرسيدم دلم گرفت

نقاشي ام تمام شد و زنگ خانه خورد
 من هيچ خانه اي نكشيدم دلم گرفت

شاعر كنار جو گذر عمر ديد و من
خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت.

 

سيد مهدي نقبايی

/ 7 نظر / 6 بازدید
خارپشت

اما من معتاد شده ام به اينکه هر روز بيايم چيزی بگويم. هرچند مطمئن باشم که کسی نمی خواند. آدم انگار روزهای زندگیش را ثبت می کند. دلخوشیها و دلزدگیها....اشکها و لبخندها

با اينهمه

کاش بشود که باز هم حس نوشتن پيدا کنی. حتی اگر نوشتن همين بی حسی ها باشد.

اما

من موافقم. به نظرم وقتی حسش نيست آدم بايد به خودش و مخاطبش احترام بگذارد و بيخودی زور الکی نزند.

مرد اردیبهشت

جناب نقبایی سلام از دیدن وبلاگتان خشنودم هرچند تاکنون ندیدمتان اما شعرهایتان پسندیده ام .... روز های خوشی برایتان آرزومندم مرد اردیبهشت با درد واره ای از جراحت جاری به روز است ....بدرود ..... دنبال كودكي كه در آنسوي برف بود رفتم ولي به او نرسيدم دلم گرفت ....

مرد اردیبهشت

سلام دوباره چندان تفاوتی نمی بینم ....همینکه با شما آشنا شدم خرسندم ... راستی من هم فکر می کنم یک نسبتی با ققنوس داشته باشم .... در هر صورت وبلاگ در خور توجه ای دارید . در اولین فرصت لینکتان اضافه خواهد شد پیروز باشید ..... بدرود

فاطمه اختصاري

سلام . سلام . سلام. خسته نباشي عزيز! . . . بالاخره وبلاگ فاطمه اختصاري افتتاح شد. (رقص روي سيم هاي خاردار) با يك غزل پست مدرن در ‹‹يك اتفاق معمولي›› ، بدجوري منتظرت هستم! . لطفاً من رو هم لينك كنين!!!