رسم اين شهر عجيب...


1- گاهی نبود سوژه خودش می شود سوژه ای برای نوشتن. به اعتقاد من زیباترین حرف ها زمانی گفته می شوند که قبلن درباره ی آنها فکری نشده باشد. خودکار را دست خود می گیرید( پشت کیبورد قرار می گیرید) و هر چیزی را که به ذهنتان می آید می نویسید. من از این نوشته ها زیاد نوشته ام. این گونه نوشته ها بیشیر نمایان کننده وضعیت روحی و فکری نویسنده است. مشکلاتی که در طول روز با آنها سروکار داشته و افکاری که مدتی او را اسیر خود کرده اند همگی در نوشته او جان می گیرند و می توان گفت زوایای مخفی ذهن اوست که در قالب کلمات روی صفحه ای نقش می بندد.
از آنجا که این نوشته ها مخاطب خاصی ندارند رک گویی و صداقت در آنها موج می زند. نه مثل این نوشته هایی که گاه گاه در اکثر وبلاگ ها یا کتاب ها می خوانیم. نوشته هایی فاقد روح و صداقت که نویسنده ی آنها به دلیل پاره ای ملاحظات تمام درونیات خود را بروز نمی دهد بلکه سعی می کند آنطور که دیگران دوست دارند خود را نشان دهد نه آن گونه که واقعاً هست.

۲- شعری است که این روزها زیاد زمزمه می کنم. نمی دانم آنرا کجا خواندم. و اصلاً نمی دانم چطور و چرا سر زبانم افتاده است این روزها.

رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم
قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم
 
عشق بازيچه ي شهر است ولي در ده ما
دختر عشق نجيب است بيا برگرديم

كرمها در دل هر كوچه اقامت دارند
روستا مامن سيب است بيا برگرديم

چه حسابيست در اين شهر كه در مبحث جبر
جاي بعلاوه صليب است بيا برگرديم

/ 7 نظر / 10 بازدید
آرش

بهترين سژه همون نبو سوژه است. ذهن ناخود آگاه و اين حرفا. هستم.

آرش

چی نوشتم! شرمنده! نبود سوژه منظورم يود.

حوا

سلامی چو بوی خوش آشنايی. دلم تنگ شده است برای همه چيز. برای همه اين رک گويی ها و صداقت ها. برای زمانی که از ته ته دلم حرف می دیم .شروع می کنم شايد و فقط شايد بزودی. مثل هميشه تا بعد.

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! وبلاگ غزل پست مدرن با كلي حرف و حديث به روز شد اما تمام اينها فرياد زير آبي ست كه...

سيد مهدي موسوي

در ضمن شعر هم مال دوست خوبم عباس سجادي بود البته دو بيت ديگر هم دارد...

رضا عابدين زاده

سلام دوست عزیزمندم.......دارم با روش مشمئز کننده ی (کپی -پست) به روز رسانی وبلاگم را به دوستان اطلاع می دهم............نمی دانم روی مطلب شما نظر داده ام قبلا یا نه..............به هر ترتیب خبر بدهید...............به روزم و منتظر..............خوب و خوش

حوا

همينطوری الکی بيخودی آدم دلش می خواهد بگويد: زندگی چيزی نيست که سر طاقچه عادت از ياد من و تو برود.