فقط براي خالي نبودن عريضه:

اين جا كه من هستم بهار تمام شده است. بهار كه مي گويم منظورم هوای بهاريست. هوا آنقدر گرم شده است كه وقتي دو نفر به هم مي رسند اولين جمله اي كه به هم مي گويند اين است كه : "تابستون هم از راه رسيد." فصل خواب بعد از ظهر و خميازه هاي مكرر. فصل نشستن در زير خنكاي باد كولر. فصل كتاب و دفتر و موسيقي و فيلم.

 و اما بعد...
 اين پست را نوشتم فقط براي اينكه مدت هاست اينجا چيزي ننوشته ام و ديدم دور از انصاف است كه خوانندگان مشتاق اين وبلاگ را همچنان در نگراني باقي بگذارم.03.gif
به سفارش دوستي كتابي از كارور خواندم تحت عنوان كليساي جامع. عادتي كه بعد از خواندن هر كتاب دارم اين است كه مقالات و مطالبي را كه در مورد آن كتاب نوشته شده است را جستجو(search) مي كنم تا نظرات ساير خوانندگان كتاب را نيز بدانم. بعد از خواندن كليساي جامع  با مطلبي در سايت روزنامه ايران روبرو شدم كه مختصر و مفيد در مورد كارور و كليساي جامع نوشته شده بود. من هم آن را مختصرتر و شايد مفيدتر كردم تا بشود پستي براي يك وبلاگ. تا چه پيش آيد و چه در نظر افتد.

************

نگاهى به ادبيات مينى ماليستىريموند كارور

مثل يك چوب
تراش خورده

 
در تعريف مينى ماليسم مى گويند داستانى است كه زبان آن درست مثل قطعه چوب تراش خورده اى است كه حسابى رنده شده، سمباده زده و جلا خورده است، هيچ تركى ندارد و ذره اى زبرى و زائده ندارد.
مينى ماليسم از ابداعى ترين و اساسى ترين ها در زمينه ادبيات كلاسيك مدرن است كه از دهه ۱۹۵۰ در آمريكا شكل گرفت، اين سبك به نوعى واكنش و مخالفتى صريح عليه سبك هاى پيچيده است.
در اصل به داستانى اطلاق مى شود كه حشو و زوائد غيرضرورى زبان را حذف مى كند. به طورى كه خواننده تفسير خود را از متن ارائه كند. در اين سبك، خالق اثر از متن حذف مى شود يا راوى فاصله معينى از متن مى گيرد و همين در مينى ماليسم هدف است.
ريموند كارور مينى ماليسم را به اوج رساند، او در اين سبك به چنان نثر موجزى دست پيدا مى كند، كه ديگر هرگز تكرار نشد.در اين سبك اغلب داستان ها از راوى اول شخص استفاده مى شود زيرا كه راوى خود شخصيتى است درون داستان و تنها مى تواند برپايه ادراك شخصى اش حالات ديگران را تفسير كند و به همين دليل تنها حدس مى زند كه شخصيت هاى ديگر چه حسى دارند، درنتيجه برداشت خود را به خواننده منتقل مى كند.
ريموند كارور در يكى از بهترين شاهكارهايش «از جايى تلفن مى كنم» از راوى اول شخص يا من راوى استفاده مى كند، هرچند همه داستان هاى مينى ماليستى از من راوى استفاده نمى كنند اما اكثراً چنين هستند.اين راوى به كارور امكان مى دهد كه از داستان كنار بكشد و تأثير خود را به حداقل برساند. آنچه حاصل مى آيد، اهميت ادراك شخصى است.
در داستان «چرا نمى رقصى» زن جوان از رفتار مرد گيج شده است و دنبال دليل مى گردد. همه اش حرف مى زند و سعى مى كند حرف بكشد. اما بعد دست از تلاش مى كشد.خواننده مى بيند كه زن چگونه تلاش مى كند حرف بكشد و حرف بزند و داستان را باز بسرايد و نهايتاً وا مى دهد و رها مى كند. زيرا هيچ تفسيرى براى رفتار مرد پيدا نمى كند، شايد اين رفتار خود كارور باشد كه با زبان ديگرى آن را به تصوير بزرگتر زندگى يعنى بى تفسيرى وصل مى كند. اما به هرحال راه براى تفاسير ديگر هم بسته نيست.
داستان هاى مينى ماليستى و كارور به تبع آن كاملاً غيرقابل تفسير نيست. به نظر مى رسد حتى در داستان هاى كارور هم با همه ادعاى خود او، جاى تفسير هست.
داستان «كليساى جامع»، «وقتى از عشق حرف مى زنيم» و «از جايى تلفن مى كنم» همگى داستان بلند است اما در عين حال مينى ماليستى محسوب مى شود.
داستان خيلى كوتاه الزاماً مينى ماليستى نيست.

اگه حالشو داشتيد:
اصل مقاله رو مي تونيد اينجا بخونيد

اينجا هم مي تونيد چند داستان از كارور بخونيد

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sabah

بهار هنوز شروع نشده،تابستون چی چی یه؟! تو بهار از جوونی ات لذت ببر.

saideh

سلام بر ققنوس ...معرفی کتاب کاريه که کمتر توی وبها ديدم /و عاليه/من هم بالاخره به روز شدم...منتظرم/فعلا

سیاوشون

سلام. ممنونم ققنوس جان از تو به خاطر معرفی کارور و ادبیات مینیمالیستی. خیلی‌ها هستند که کارور و به‌خصوص مینیمالیست را نمی‌شناسند و مثلا وقتی داری درباره‌ی داستان مینیمال حرف می‌زنی، آن را با داستان خیلی کوتاه(short short story) اشتباه می‌گيرند. اما اين‌طور نوشته‌ها اگر مهجور نمانند می‌توانند لااقل جرقه‌هايی باشند برای اينکه مخاطب نا آشنا لااقل درباره‌ی مینیمالیست و کارور کمی کنجکاو شود. / راستی من هم همیشه سعی می‌کنم در نوشته‌هایم مینیمال‌گرا باشم. دوست دارم از نگاه خودت به من بگویی که تا چه حد موفق بوده‌ام در راه رسیدن به زبان مینیمال در نوشته‌هایی که از من خوانده‌ای. / تا بعد.

ميلاد

از مطالبت خيلی لذت بردم من مدتيه بهت لينکيدم تو هم لينک بدی ممنون ميشم

bahar

سلام و تشکر از آمدنت . اين روزها چون وقت ندارم چيزی بنويسم کسی هم به ما سر نمی زند و حالا از آمدن شما ذوق کردم . تا بعد

sabah

سلام.به کارو هم سر زدم.سپاس و خسته نباسی.

سید مهدی موسوی

سلام عزیز! با اخباری پیرامون چاپ کتاب جدیدم ، حضور آن در نمایشگاه کتاب و نحوه تهیه آن به روز شدم حتما سر بزن!!

یگانه ترین یار

دوست عزيز سلام.وبلاگ بسيار زيبايی داری.ما تازه وارد هستيم و دلمان ميخواهد که از بلاگ ما ديدن فرماييد.منتظر شما در يگانه ترين يار می باشيم