هستم اگر می روم

اين روزها خودم هم نمي دانم دارم چه كار مي كنم.ديگر حساب كارهايي را كه بايد انجام بدهم از دستم در رفته است..زندگي روز به روز سخت تر، مسئوليت ها بيشتر و اوقات فراغت كمتر  مي شود. از رومن گاري كتاب مي خوانم:"هيچ كس نمي تواند از زندگي هدفش را طلب كند. بلكه فقط ميتواندخود، به زندگي هدف دهد." خسته مي شوم. كتاب را كه تمام مي كنم. دلم براي آمريكاي لاتين ، پائولوكوئليو و ماشادو د آسيس تنگ مي شود.بار ديگر به سراغ "شيطان و دوشيزه پريم" مي روم.به طور پراكنده صفحاتي از كتاب را مي خوانم:
 "شيطان شانتال به رفيقش گفت:كاري بكن. هر چند مي گويد: "نه"، اما روحش درك مي كند و مي گويد:" بله." شيطان خارجي احساس حقارت مي كرد. چون شيطان تازه وارد فهميده بود او براي ساكت كردن آن مرد به اندازه كافي نيرومند نيست. پاسخ داد:"حرف كه به جايي نمي رسد. بگذار حرف بزنند.زندگي خودش كاري مي كند تا طور ديگري عمل كنند."
به فكر اينم كه فردا كتابي از ميلان كوندرا تهيه كنم."شوخي" را هنوز نخوانده ام. فكر كنم از اولين كتابهاي كوندرا باشد.
دنياي ما دنياي كوچكي است . و فرصت ها همين طور يكي پس از ديگري از دست مي روند. و درست زماني كه يادمان مي آيد فرصت زيادي باقي نمانده است، انبوهي از كارهاي عقب افتاده را نيز به ياد مي آوريم . سريع تر مي دويم . اما هر چقدر هم سريع باشيم باز هم بايد در آخر كار حسرت روزهايي را بخوريم كه از دست رفتند. و ما علي رغم تمامي تلاشمان باز هم كاري نكرده ايم.
نمي دانم!!!
شايد تنها دلخوشيمان اين باشد كه ما نيز مي دويم. و در جاي خود گوسفندوار نمي چريم.
و به قول آن شاعر:
                   "هستم اگر مي روم. گر نروم نيستم."

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
darya

من معتقدم زندگی پر از فرصته...حضرت امير توی نهج البلاغه بليغش ميگه :دنيا آينه ايه که همه چيز رو در اختيارتون ميزاره همه فرصتی بهتون ميده و خودش به بهترين نحو بهتون درست و غلط رو می آموزه و هشدار ميده....(البت نقل به مضمون بود)....پايدار باشی-ياحق-

کولی گل فروش

بازم خوبه وقت کتاب خوندن داری من که وقت اين کارم ندارم

sima

سلام دوست عزیز....ممنون که سر می زنی...منم چن بار اومدم ولی نشد کامنت بزارم...می بینم که وبلاگ شما به یه خط دیگه افتاده و نیست چنان که پیش از این بود...البته من اینجوری حس کردم.به هر حال موفق باشید.

گزنه

گذرآهسته و يكنواخت و خردکننده زمان؛هيچ کاری از هيچ کس برنمی آيد تنها شايد بشود به گونه ای زندگی کرد که هر لحظه بهترين لحظه زندگيت باشد.به خاطر خودمان هم که شده بايد گذشته را به حال خودش بگذاريم؛جستجوی زمان از دست رفته جستجويی از پیش تباه و عبث است.گرچه اینها مثل همیشه تنها نظر شخصی من است و بس. شاد باشی و پراميد.

سیاوشون

سلام ققنوس جان سلام سلام. / خواندن، مثل نوشتن، لابد تو را هم سبک می‌کند. سبک می‌شوی و بالا می‌روی و بالاتر. / اما من چون زبان و نثر یک نوشته برایم مهم است، معمولا کم‌تر ترجمه می‌خوانم. شب‌ها را بیشتر با نوشته‌های نویسنده‌های خودمان، دولت‌آبادی و مدرس‌صادقی و دانشور و آل‌احمد و معروفی و بقیه، روز می‌کنم. به‌خاطر همین کتاب‌هایی را که لیست کرده‌ای، هیچ کدام را نخوانده‌ام. حیف! شاید اگر خوانده بودم، دیالوگ بهتری شکل می‌گرفت بین من و تو. / تا بعد!

گرگ بيابون

سلام نميدونم چه كاره و چند سالهاي من يه پزشك ۲۸ ساله ام از كتابهايي كه مي خوني ازت خوشم اومد چون مثل خودم حال مي كني من به تو تو وبلاگم لينك دادم ما هم يه حال بده اسم وبلاگم رو هم از اثر هرمان هسه گرفتم اگه تونستي كتاب سه نويسنده اثر ميگوئل سرانورو بخون با هرمان هسه ويونگ مصاحبه كرده البته من اين كتابارو ۶-۷ سال قبل خوندم ورونيكاي پائولو هم با حاله لينك يادت نره

sima

سلام...به نظرمن هر آدمی افسانه ی شخصی خودشو داره...شما هم شاید سوختن براتون موثر باشه،به شرطی که نهایت این سوختن دوباره زاده شدن باشه...نه شرطی در کار نیست...بالا خره هر کسی افسانه ای داره...نمی دونم شاید حالا موقعش نیست...حرفتون یه حس خاصی بهم داد...خوب،اگر هم می خواین ققنوس باشید برای سوختن زمانی رو انتخاب کنید که باد نیاد...جدی می گم.

elham

هيچ كس نمي تواند از زندگي هدفش را طلب كند. بلكه فقط ميتواندخود، به زندگي هدف دهد." خيلی جمله قشنگی مرسی که بهترينها رو انتخاب ميکنی واسه نوشتن

فري

سلام.پيشاپيش سال نو را تبريك ميگم و اميدوارم سال پربار و موفقي را در پيش رو داشته باشيد.شايد ديگر فرصت تبريک گفتنی برايم نماند.