حالت اول:
خیلی بد است که آدم دوست داشته باشد جای یک نفر دیگر باشد .این یعنی فرار از خود . یعنی نفرت از خود. و بدتر از آن اینکه چون نمی تواند آن نفر دیگر باشد ، نقش بازی می کند.
حالت دوم:
چقدر خوب است که آدم از خودش راضی باشد. ( از خود راضی نه ..از خودش راضی باشد!!!) این یعنی دوست داشتن خود. یعنی آگاهی از این مطلب که به بیراهه نرفته است.
حالت سوم :
چقدر بد است که آدم فکر کند خیلی می فهمد. و انتظار داشته باشد دیگران هم مثل او فکر کنند.

 

برای يک دوست:آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست... هر کجا هست خدایا به سلامت دارش....!

/ 3 نظر / 4 بازدید
مووووبايل

باشگاه اس ام اس بازان...آنچه شما خواسته ايد...شايد هم نخواسته ايد... ولی ما به شما تحميل ميکنيم...حالا بيا ..بدنميگذره///ببخشيد به کسانی که سه حالت بالا رو توامان دارند چه توصيه ای ميکنيد؟؟؟ آها خدا به سلامت دارشان...حال کردی جمله رو؟

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز... با يک شعر جديد منتشر نشده از خودم و خبرهاي مربوط به نمايشگاه کتاب به روزم و منتظرت!

پ...

تو ازش خبر داری؟؟؟؟؟؟؟