نامه اي به آسمان

سلام .نيازي به معرفي نيست تو مرا مي شناسي. تو همه را مي شناسي . آه كه چقدر غروب ها خود را به تو نزديكتر مي بينم . چقدر فاصله هايمان كم وكم تر مي شود .ديروز كمي ناراحت به نظر مي رسيدي .سياهي مختصري را بر گونه هايت احساس كردم ، مثل اينكه باز هم ميهمان ناخوانده اي داشتي ولي تو كه صبوري تو كه محكمي ، تو كه هميشه با تمام ابن حوادث بعد از مدتي مي شوي عين اولت ،آبي و زلال وصاف . صافِ صاف.

خوش به حالت چقدر قدرت تحملت بالاست . از آن بالا همه چيز را مي بيني همه نامردمي هارا مي بيني، ولي خم به ابرو نمي آوري . ولي نه تو هم گاهي اوقات مي شكني،چشمهاي تو هم بي مهري را تحمل نمي كنند .چشم هاي تو هم عاشق مي شوند ، چشم هاي تو هم گريه مي كنند . واي كه چقدر از گريه كردنت دلم مي گيرد . وقتي تو گريه مي كني ، مي آيم زير اشكهايت مي ايستم ،تا شانه هايم را پاك كني . احساس مي كنم با اشكهايت تولدي دوباره مي يابم. نمي دانم چه رازي بين اشكهاي تو وشانه هاي من وجود دارد كه هميشه تشنه اشك هايت هستم.

بگذريم ! امروز صبح كه به تو سلام كردم ، به نظرم رسيد از من رو برگرداندي . نكند از دست من ناراحتي . باور كن اين روزها آنقدر درگير ساعت ، جيب،كار و نان هستم كه تا مي آيم نگاهت كنم ،به سرخي مي رسي . خودم هم خوب مي دانم كه چشمهاي پر از خونت از دست بي توجهي هاي من خوني شده اند . ولي

… ولي حالا به التماس آمده ام . نگاه زيبايت را از من مگير . بگذار تا در چشمهاي آبي سرمه كشيده ات نگاه كنم. بگذار صداي ميهمانان خوش آوازت را بشنوم. آخر مدتي است ،آنها را هم نمي بينم. بگذار تصوير خنده هاي شفافت تمام حجم قلبم را به تپش وا دارد . بگذار تا به عشقت زندگي كنم. بگذار تا اين اميد زنده ،اين اميد به دستهاي مهربانت ، در پس اين سقف هاي سيماني در من نميرد. بگذار تا تصوير نگاه تو تنها گنجينه ذهنم باشد . پس با من بخند .

 

 

/ 10 نظر / 6 بازدید
اسد

اگر وقت کردی سری به وبلاگ من بزن و نوشته ام با عنوان محمد رضا دلیلی را بخوان و اگر دوست داشتی چیزی بگو. موفق باشید

اسد

بازهم سلام، معمولأ من به وبلاگهایی که آپدیت می شوند سری میزنم و فکر نمی کنم گناه بزرگی باشد در فرهنگ وبلاگ نویسی. اگر توجه کرده باشید با نام مستعار هم نمی نویسم چون چیزی برا ی پنهان کردن ندارم. و اگر از خوانند گان وبلاگم بشوید بیشتر با من آشنا خواهید شد. نوشته (نامه ای به آسمان )را هم خواندم همان بار اول، نثر خوبی داری کم عجول هستی و زود قضاوت می کنی. باز هم موفق باشید

daee ramtin

سلام سلام به آسمان قلبت که چه زيبا ميتپد.سلام به نامه ات که برای خدا بود .سلام به گنجينه نگاهت . يادم اين نوشتها را زمانی من هم مينوشتم اما حال ميخوام بگم ولی نميتونم.موفق باشی از داشتن دوستس مثل شما خوشخالم.

nancy

سلاممممممممممم........ فکر کردی چی نميامممممممممم

nancy

نبينم غمگين باشی هااااااااااااا...نانسی مياد سر ميزنه اگه غمگين ببيندت گوش تو رو می بره (چشمک)

nancy

نانسی مگه کسی رو فراموش می کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

nancy

شاد باشی و پيررروزززززززززززززززز

پریناز

رنگ به رنگ میشود آسمان در انتهای بودنی که نبودن است...نامه ها پرواز میکنند و قاصدکهارا با خود میبرند...نبودن،بودن میشود و آسمان یک رنگ...

کولی گل فروش

تازگيا زياد واسه اينور اونور نامه مينويسی چه خبره؟

jeyran

خوش به حالت آسمان با يار ما همسايه ای !