- تموم شد. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

- چی تموم شد ؟

- نمی دونم .فقط می دونم که خیلی خسته ام

 

@@@@@@@@@@@@@@

 

 

همیشه از اشعار آقای صفریان خوشم اومده. این بشر حرفای دلم رو می زنه . هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

  

 

 

بين اين مردمِ سـردرگمِ سرماخورده

دلم از سردي رفتار خودم جا خورده

هرم ِگرم نفسم يخ زده است از بس كه،

شانه ام خورده بر اين مردمِ سرما خورده

مي روم گريه كنم غربـت پر ابرم را

در دل سنگيِ خود، اين دل تيپا خورده

و غرور شب اين شهر نخواهد فهميد،

تا ابد قرعـه به نام شب يلدا خورده

كوچه ها را همه گشتم پي تو نامعلوم !

كو؟ كدامين درِ لب تشنه شما را خورده ؟!

بر تهي دستي بي حد و حسابم بنگر

                        دست كوتاه من از دست تو منها خورده

 

در نوبتي دوباره دلت را مـرور كن !

از غم به هر بهانهءممكن عبور كن !

رحمي كن اي عزيز به آبادي خودت!

فكري براي كشتن اين بوف كور كن

!

اي خيس گريه هاي كدورت، كمي بخند!

اين ابرهاي ِ مملوِّ آب را صبور كن !

گيرم تمام راه تو مسدود شد، بگرد؛

يك آسمان تازه و يك جاده جور كن!

من بي شبيه تر ز تو با شب نديده ام

با شعله در برودت ذهنم خطور كن !

ياغي ! هبوط فرصت تقسيم سيب نيست

ياغي گري نكن … و خدا را مرور كن !

 

/ 0 نظر / 2 بازدید