...

مدتها بود که اینچنین تحت تاثیرحرف های کسی قرار نگرفته بودم . نه اینکه حرف های اینچنینی نشنیده بودم . شنیده بودم ولی مهم اینست که حرف ها را از چه کسی بشنوی . حرف هایی که می تواند زندگی یک شخص را زیر و رو کند .
از دست آدم هایی که این همه ادعای روشنفکری دارند خسته شده ام . همین دیروز با یکی از آنها بحث می کردم . قبل از شروع بحث عینکش را از روی چشمهایش برداشت و آن را روی میز، مقابل خود گذاشت . و زیر چشمی نگاهم کرد . (درست مثل فیلم ها) و بعد شروع کرد به حرف زدن . حرف زد و زد و زد . ومن فقط نگاهش می کردم و بعضی اوقات برای اینکه فکر کند دارم به حرف هایش گوش می  دهم، سری تکان می دادم . مردک فکر می کرد گفتن کلمات قصاری از نیچه و هگل و شریعتی و .. از او یک روشنفکر می سازد .
اینگونه انسانها برای من نه تنها روشنفکر نیستند بلکه به نظر من بسیار هم خاموش فکرند . آخر کسی که هیچ ایده و خلاقیت ذهنی نداشته باشد و دایم حرف های دیگران را به خورد این و آن می دهد را چگونه می توان روشنفکر دانست .  
گاهی وقتها وقتی که دلم می گیرد .بدون آنکه بدانم چرا ؛ نوای استاد شجریان است که مرا دلداری می دهد و مرا از این دلمردگی می رهاند . گاهی نیز نوشتن . آنقدر می نویسم و می نویسم و می نویسم ، که خسته می شوم و در آخر تمامی نوشته ها را پاره می کنم . اما الان مدتی است که  در چنین لحظاتی همان چند کلمه ای که گفتی ساعت ها با من حرف می زنند و بار دیگر به من امید می دهند . به من می گویند که زندگی چیزی نیست جز یک بازی . بازیی که نباید خیلی آن را جدی گرفت . حتی اگر گاهی اوقات بازنده این بازی باشیم .  به من می گویند تا می توانی برای زیبا سازی لحظه های زندگیت  موقعیت های زیبا خلق کن . اگر فکر می کنی زندگی گاهی اوقات تلخ می شود ، خودت معجونی درست کن تا آن را شیرین کنی . اصلا گاهی اوقات لازم ست خودت را فریب دهی .
 راست می گویی . زندگی بازی مسخره ای بیش نیست .
الان مدتی است  که سعی می کنم به چیزی فکر نکنم که فقط باعث خط خطی کردن اعصابم بشود . می خواهم فقط به چیزهای خوب فکر کنم . برای ین کار به حرف های خوب هم نیاز دارم . افسوس که تو دیگر نیستی تا باز هم از آن حرف ها با من بزنی .

 

تنهائيم درهمهء خيابانهاي شهر رسوب کرده
در ابتداي مرثيهء بي تو بودن هستم
پشيمانيهاي خرد و شکسته در مشت هايم
راهي بن بست هاي خالي از تسکينم يکراست
با تمام نااميدي هايم لجوج
بازهم تو را مي جويم ...

بر لبهايم همان زمزمه ايست که مي داني
تکيه داده ام به تير چراغ برق خيابان
دلداريم را باراني ست که با من مي بارد
نسيمي ديوانه در ميان موهايم
ميلرزم از تنهائي
باز هم تو را مي جويم ...
چه چيزها که براي فهميدن دارم،
اگر يکبار مي دانستي
درونم قيامت هاست خوابيده
خودم را تبعيد کرده ام
خوشبختي ام دير زماني ست که ورشکست شده
مي دانم، حق اعتراض ندارم
دفاع من به قرعهء تو افتاد
تو را مي جويم ...

مثل شهرهاي نصفه نيمه مانده ام هستي
در خاطرم انگار
کودکي هاي زندگي ناکرده ام هستي
آنگونه که بي تو ناقص ام
آنگونه که بي صاحب
حالا روي همهء اميدهايم چشم بسته ام، مي روم
مثل کودکان مي گريم
و بيا ببين که با هر قطره اشکم
بازهم تو را مي جويم*


*شعر از احمد سلکوک ايلکان
برگردان :نادر جبارپور

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saideh

سلام.......................................ببخشيد دير به دير ميام...نرسيدم بخونم ولی حتمآ اين کار رو ميکنم ...منهم شکر خدا فرجی شد و به روز کردم ...منتظرم ...فعلآ

فاطمه

سلام نادر جان . چه خوبه که دوباره داری اينجا می نويسی . تو اصلاٌ بد نيستی پسر خوب... چرا نوشتی من خيلی بدم . من حالم بد شد از خوندنش . تو خيلی هم خوبی بقيه اش را ميل ميزنم .

lara

چقدر احتیاج دارم با حرف یکی زیر و رو بشم..ولی فکر نمی کنم دیگه بشه../امان از این اداهای روشنفکری..چیزی تو ذوق زننده تر از اونها نیست../چه شعر محشری بود..با تمام نااميدي هايم لجوج بازهم تو را مي جويم ...عالی عالی..

sima

سلام...ممنون که سر زدید...لینک شما هم اضافه شد.یا حق.

بهار نارنج

سلام...شعرهای زیبایی انتخاب میکنید...وبتون هم زیباست.شاد و موفق باشید.

روهام

ققنوس عزيز اگر حرفهای نيچه و هگل و غيره رو از زبون کسی بشنوييد چه اشکالی داره مهم اون حرف و اون فکره نه اون آدم. ما همه سر کلاس يه درس نشستيم و داريم با هم ياد می گيريم و آموخته هامون رو پس می ديم و اين کلمه روشنفکر هم خيلی وقته ور افتاده لزومی نداره به کسی همچين عنوانی بدیم.

darya

سلام غريب آشنا من که دوستت دارم....سپاس قلمتو که انقد خوش مينويسه....زاستی چه شعر با معنا و قشنگی رو انتخاب کردی

samira

سلام /ممنون که سر زدی خوشحال شدم

گزنه

تهوع؛این تنها احساس اصیلی است که می توان نسبت به این افاضات به اصطلاح روشنفکری روا داشت.باز هم همان حرفها و دلتنگيهای هميشگی.همان تنهايی های............سينا خوبه؟