20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸٥/٤/٩

يک بوس کوچولو

ديشب فرصتي دست داد تا يک بار ديگر به تماشاي فيلم يک بوس کوچولو بنشينم. از آنجايي که من در هر اثر هنري سعي مي کنم  به جاي پرداختن به  اشکالات و نقاط ضعف آن، از زيبايي هاي اثر لذت ببرم (و اين کار را به منتقديني بسپارم که اتفاقاً لذت بردن آنها نقد يک اثر با بيان ضعف هاي آن است)  اين فيلم را هم با معيارهاي زيباشناختي خودم فيلمي بسيار زيبا ديدم که در اين دوران افول و مرگ روشنفکران در سال هاي اخير(احمد محمود، شاملو، مشيري و...) ياد دوباره اي از آنها خالي از لطف نيست.
 يک بوس کوچولو درباره دو گروه از روشنفکران ايراني است . گروهي که از ايران مهاجرت کرده اند و پس از تحمل سال ها غربت اکنون برگشته اند تا سال هاي آخر عمر را در وطن بگدرانند و گروهي که ماندند و اين سال هاي آخر عمر را به خودکشي فکر مي کنند(!)
فيلم جداي از اينکه يک فيلم ديالوگ محور است و اين ديالوگ شخصيت هاي اصلي فيلم است که بر زيبايي فيلم مي افزايد صحنه هاي زيبايي هم دارد که واقعاً به دل مي نشيند (مثلاً صحنه میدان نقش جهان اصفهان و گریه کردن سعدی به خاطر شلاق خوردن اسب که شاید به نوعی تداعی کننده نیچه باشد)
فرمان آرا در جایی در پاسخ به این سوال که موضوع فیلم در مورد چیست و آیا باز هم شما مقوله مرگ را دستاویزی برای ساخت فیلمتان قرار داده اید می گوید:"خیلی مشكل است كه بخواهم یك خط داستانی مشخص برای «یك بوس كوچولو» تعریف كنم. چرا که در واقع، دو سه تا داستان با هم تقاطع پیدا می كند. یعنی دو تا شخصیت واقعی داریم كه دو تا نویسنده قدیمی هستند كه با هم سفری را آغاز می كنند و دو تا شخصیت هم هستند كه از داستان های یكی از این ها آمدند بیرون (چون داستان را ناتمام گذاشته)، یعنی با شخصیت ها به وجود آمده و جلو می روند. در نتیجه نمی توانم خط مستقیمی برای آن تعریف کنم...می گویند« یک بوس کوچولو» اپیزد آخر تریلوژی مرگ است و اغلب از من می پرسند چرا درباره مرگ فیلم می سازم، باید بگویم به عقیده من مرگ جزو زندگی است."

من کاری به این ندارم که هر یک از این شخصیت ها یادآور کدام یک از روشنفکران ایرانی است و اینکه این فیلم  پاسخ فرمان آرا به کتاب نوشتن با دوربین ابراهیم گلستان است یا نه،(هر چند که شنیده ام ایده ساخت این فیلم ماهها قبل از چاپ کتاب  نوشتن با دوربین بوده است) تنها به این فکر می کنم که تماشای چنین فیلم هایی در این قحطی بازار فیلم های خوب ایرانی خود غنیمتی است که نباید از دست داد.



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED