20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸۳/۸/٢۸

با ما از مهر سخن بگو.



در زندگي لحظاتي هست كه آدم بي خودي دلش مي گيرد. وقتي تنها نشسته باشيد و مشغول كار خاصي نيستيد . در چنين لحظاتي احساس مي كنيد كه براي روح خودتان بايد كاري بكنيد. احساس مي كنيد كه روحتان به فرياد درآمده است.

مدتي هست اين قدر فكر و ذهنم را به مسايل گوناگون مشغول كرده ام كه كمتر فرصت اين را پيدا كرده ام كه به روح خودم هم سر بزنم.احساس مي كنم غرق شدن در كتابهايي كه آنها را فقط براي آنكه خوانده باشم مي خوانم ، فكر و ذهنم را به كلي تعطيل كرده است . درست مثل اينكه غذايي را بخوريد كه دوست نداريد. ممكن است سير بشويد، اما لذت نمي بريد. مثلا كتاب پاييز پدرسالار(پاييز پيشوا) اثر گابريل گارسيا ماركز كه خود نويسنده آن را حتي بيشتر از صدسال تنهايي قبول دارد. اين كتاب را اصلا نتوانستم تا آخر بخوانم و در همان اوايل كتاب عطايش را به لقايش بخشيدم.البته شايد ذهن ققنوسي من در اين حد نباشد كه بخواهد با غول هاي ادبيات جهان دست و پنجه نرم كند.
احساس مي كنم اين روح خسته شده است. هر وقت مي خواسته خواهش هاي خودش را بيان كند . به او نهيب زده ام كه ساكت . تو چه مي داني كه خوب چيست و بد چيست. نمي دانم چه نيرويي در وجودم است كه در تقابل و تضاد با روح قرار دارد ، و من مدتي هست كه او را بر اين روح ترجيح داده ام.روح من از اين يكنواختي ، از اين بي توجهي، از اين پرداختن به مسايل پيش پا افتاده زده شده است . نياز به طغيان دارد. نياز به ورزش ، تحرك و انقلاب دارد. نياز به انديشه اي زيبا و كلماتي زيبا.

"اين دل ها همانند تن ها خسته مي شوند. براي نشاط آن به سخنان تازه

حكيمانه روي بياوريد." *


آنگاه الميترا گفت با ما از مهر سخن بگو.
پس او سر برداشت و مردمان را نگريست. وسكوت آنها را فرا گرفت.

 و او به صداي بلند گفت:
هنگامي كه مهر شما را فرا مي خواند، از پي اش برويد.
اگر چه راهش دشوار و ناهموار است.

و چون بال هايش شما را در بر مي گيرند، وا بدهيد.
اگر چه شمشيري در ميان پرهايش نهفته باشد و شما را زخم برساند.
و چون با شما سخن مي گويد او را باور كنيد،
اگر چه صدايش روياهاي شما را بر هم زند، چنانكه باد شمال باغ را ويران مي كند.

زيرا كه مهر در همان دمي كه تاج بر سر شما مي گذارد،  شما را مصلوب مي كند.
همچنان كه مي پروراند، هرس مي كند.
همچنان كه از قامت شما بالا مي رود،
و نازك ترين شاخه هاتان را در آفتاب مي لرزاند،نوازش مي كند.

به ريشه هاتان كه در خاك چنگ انداخته اند، فرود مي آيد و آنها را تكان مي دهد.

...

همه اين كارها را مهر با شما مي كند تا رازهاي دل خود را بدانيد،
و با اين دانش به پاره اي از دل زندگي مبدل شويد.

اما اگر از روي ترس فقط در پي آرام مهر و لذت مهر باشيد،
پس آنگاه بهتر آن است كه تن برهنه خود را بپوشانيد و از خرمن كوبي مهر دور شويد.
و به آن جهان بي فصلي برويد كه در آن مي خنديد،
اما نه خندهء تمام را ،
و مي گرييد اما نه تمام اشك را.

مهر چيزي نمي دهد مگر خود را،
و چيزي نمي گيرد مگر از خود.
مهر تصرف نمي كند، و به تصرف در نمي آيد،
زيرا كه مهر بر پايهء مهر پايدار است.

هنگامي كه مهر مي ورزيد مگوييد "خدا در دل من است، "
بگوييد : "من در دل خدا هستم"
و گمان مكنيد كه مي توانيد مهر را راه ببريد،
زيرا مهر اگر شما را سزاوار بشناسد،
شما را راه خواهد برد.

مهر خواهشي جز اين ندارد كه خود را تمام سازد.
اما اگر مهر مي ورزيد و شما را بايد كه خواهشي داشته باشيد،
زنهار كه خواهش ها اين ها باشند:

آب شدن چونان جويباري كه نغمه اش را از براي شب مي خواند.
آشنا شدن با درد مهرباني بسيار.
زخم برداشتن از دريافتي كه خود از مهر داريد و خون دادن از روي رغبت و با شادي.
بيدار شدن در سحرگاهان با دلي آماده پرواز،
و به جا آوردن سپاس يك روز ديگر براي مهر ورزي.
آسودن به هنگام نيمروز و فرو شدن در خلسه مهر.
بازگشتن با سپاس به خانه در پسينگاهان.
و آنگاه به خواب رفتن با دعايي در دل براي كساني كه دوستشان مي داريد.

با نغمه ستايشي بر لب.


                                             جبران خليل جبران_ پيامبر


توضيح : شايد بهتر باشد به جاي كلمه  "مهر"  از كلمه  "عشق"  استفاده كنيد.

* نهج البلاغه



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED