20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸۳/۸/۱٩

سگ سفيد

 

نمي دانم کتاب سگ سفيد اثر رومن گاري را خوانده ايد يا نه.کتابي است که به يک بار خواندن مي ارزد .( هر کتابي ارزش يک بار خواندن را دارد) گاري در اين کتاب جامعه سياهان آمريکا و مبارزه آنان با تبعيض نژادي را در قالب داستاني زيبا و تاثير گذار بيان کرده است . هر چند کش و قوس دادن به برخي وقايع دهه شصت ميلادي در اين کتاب ، باعث شده است تا حدودي فضاي کسل کننده اي را در برخي مقاطع  اين رمان شاهد باشيم. اما نثر زيبا و استفاده از جملات قصار در اين کتاب اين کسالت را تا حدودي کاهش داده است .در اين کتاب سگ سفيدي وجود دارد که از بدو تولد براي مبارزه با سياهان و حمله به آنها آموزش داده مي شود. به طوري که هرجا سياهپوستي ببيند به سمت او يورش مي برد و سعي در لت و پار کردن او را  دارد. تا اينکه شخص سياه پوستي به نام کيز (فکر کنم اسمش همين بود) تصميم مي گيرد اين رفتار او را اصلاح کند و اينقدر در اين کار جديت به خرج مي دهد که اين رفتار سگ(رفتاري که جزء خوي و منش او شده بود)نه تنها اصلاح مي شود بلکه سگ سفيد به يگ سگ ضد سفيد پوستان تبديل مي شود و در آخر داستان وقتي صاحب خود را که يک سفيد پوست است مي بيند به او حمله مي کند .

 داشتم با خودم فکر مي کردم که آيا مي توان يک عادت بد يا خصلتي را که ساليان دراز در وجود يک انسان رشد کرده و جزئي از شخصيت او شده است را تغيير داد . کار بسيار مشکلي است .متاسفانه بسياري از ما عادتهاي بدي داريم که حتي از وجود آن ها بي خبريم . يعني آن قدر اين عادات در رفتار و شخصيت ما رسوخ کرده اند که حتي حاضر به پذيرش آنها به عنوان عادات بد نيستيم .

واما حديثي ديگر:

مي دانم خواهي گفت : خيلي مغروري (و اي کاش به همين يک جمله بسنده مي کردي). ولي راست مي گويي . آخر چند سالي است خودم را زيادي آدم حسابي حساب کرده ام. از آن آدم هايي که خيلي قربان صدقه خودشان مي روند.آدم هايي با ادا و اطوارهاي روشنفکرانه. آدم هايي که فکر مي کنند ديگر بزرگ شده اند .آدم هايي که چپ و راست اين و آن را نصيحت پدرانه مي کنند.آدم هايي به غايت تهوع آور. خودم هم از اين وضع خسته شده ام . از اينکه براي بيان يک جمله يا بيان خواستهاي دروني خودم هزار بار کلمات را مي جوم (نشخوار مي کنم) و در نهايت آنها را به صورت انشاي يک دانش آموز دبستاني بيرون مي دهم . راستش را بخواهي گفتن بعضي حرف ها برايم بسيار سخت است . يعني اصلا عادت به گفتن آنها ندارم . مي فهمي که؟  تصميم گرفته ام که ديگر با خودم روراست باشم . فريب دادن ديگران کار سختي نيست . ولي اينکه دايم خودت را فريب دهي کار سختي ست. قول مي دهي که تحملم کني؟



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED