20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸۳/٤/٤

 

اين يك نامه نيست!!!(قابل توجه بعضي ها)

باز كه اخم كردي . باز چي شده ؟چرا اينطور نگاه مي كني؟

يادت مي آيد ؟ آري حتماً يادت مي آيد.

آن روز ها را مي گويم. روز هاي كودكي.

رفاقتمان با يك نگاه شروع شد.و من اسير آن نگاه عاشقانه ات شدم. هر روز به مدرسه كه مي رفتم ،قبل از ان بابد سري به تو مي زدم. انگار تو جزيي از تكاليف مدرسه ام بودي كه بايد انجام مي دادم .

روز ها گذشت و من هنوز نتوانسته بودم با تو حتي كلمه اي حرف بزنم. تو نيز ساكت وخاموش بودي. و با هيچ كس صحبت نمي كردي .خوب مي دانم كه همزبان تو در شهر كوچك ما كم است. اما نه گاهي اوقات كه سر قرار هميشگيمان مي آمدم، تو را مي ديدم كه با يك نفر صحبت مي كردي و من مي ترسيدم از اينكه نكند انتظارت از هم صحبتي با من به سر آمده و هم صحبت ديگري پيدا كرده اي .آن شب ها را تا صبح خواب به چشمهايم نمي آمد،وصبح كه مي شد دوان دوان سر قرارمان مي آمدم ، وقتي تو را آنجا مي ديدم كه با لبخند به من نگاه مي كردي،باور كن كه جان تازه اي مي گرفتم.

يادش به خير چه دوراني بود.

تا اينكه يك روز صبح تصميم گرفتم امروز سر صحبت را با تو باز كنم . ديگر نمي توانستم دوريت را تحمل كنم . مي خواستم هميشه در كنارم باشي.از دور كه به تو نزديك مي شدم،سراسر شور و شعف شده بودم. تمام وجودم تو را صدا مي كرد. آنروز فهميدم كه آري من عاشقت شده بودم. وقتي به تو رسيدم بي درنگ دستانت را در دستانم گذاشتي، ومن بر دست هاي تو بوسه زدم. از آن روز به بعد من وتو يار و دلدار هم شده بوديم .رفيق تنهايي هم شده بوديم. دور از چشم ديكران چقدر با هم صحبت مي كرديم. هميشه مواظب بوديم كسي ما را با هم نبيند. آخر شهر كوچك ما اين جور دوستي ها را نمي پذيرد. چه نغمه هاي عاشقانه اي رابا هم سروديم. يادت مي آيد.:مرغ سحر ناله سر كن داغ مرا تازه تر كن

 

اما الان مدتي است كمتر با هم صحبت مي كنيم. مدتي است كه تو از نشستن در گوشه اتاق خسته شده اي . مي دانم مقصر منم . ولي چه كنم ؟ تو خودت اوضاع را مي بيني. قول مي دهم اين كارم كه تمام شود دستي به سر و رويت بكشم . پرده هايت را تنظيم كنم و تو را كوك كنم .كوك دشتي .هماني كه دوست داري . آفرين سه تار قشنگم. ديگر اينطور اخم نكن . لبخند بزن .بخند



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED