20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸٧/۱٢/٢۸

عید همه مبارک

اکنون که روزهای آخر سال را می گذرانم یاد تمامی خاطرات تلخ و شیرینی افتادم که در این یک سال برایم اتفاق افتاد و همین چیزی که اسمش را "زندگی" می گذاریم برایم رقم زد.
یک سال زندگی با تمام تلخی ها و شیرینی هایش. تلخی هایی که اگر چه در زمان خود تلخ بودند اما خیلی هایشان را گرد نسیان (دقت کنید به شباهت این واژه با انسان) آنقدر کمرنگ کرد که حتی الان که به یادشان می افتم جز آهی که گاهی آنرا برای پاک کردن شیشه ی عینکم به کار می روم چیزی نسیبشان نمی شود.
اما این سال شادی های زیادی هم داشت . هم از نوع دلخوشی های کوچک زندگی،‌هم از نوع اتفاقات بزرگ و خوش آیندی که مطئنم تاثیر آنها در آینده خیلی بیشتر از تاثیر آن "آه" خواهد بود. یکی از آخرین شادی ها حضور در همایش شعر سال شوش بود که اولین روز همین هفته برگزار شد که الحق و الانصاف همایش خوبی بود و شعر های زیبایی خوانده شد که در آخر همین پست شعر منتخب هیات داوران را برایتان می گذارم .( هر چند که به نظر من شعرهای دیگری هم بودند که استحقاق عنوان بهترین شعر سال را داشتند.شاید دلیلی انتخاب...فراموش کنید!)
قصد دارم فردا به اتفاق دوستان به مسافرت بروم . به استان کرمانشاه. تحویل سال را احتمالاً در کرمانشاه خواهیم بود. برای همگی دوستان سالی خوب توام با پیروزی و موفقیت آرزو می کنم .


ببر مرا به نگاه های آخر هابیل
به جان گرفتن کابوس در شب قابیل
ببر مرا به عروج دوباره در آتش
به جشنواره ی پر شور ذبح اسماعیل
ببر به جنگ قبایل جنون سنت ها
به ماه کامل و آتش به پایکوبی ایل
به آیه های قلم خورده در شب تورات
و رقص شیطنت آمیز واژه در انجیل
صلیب قد بکشم قامتی در آغوشم
به عصر کشتن پیغمبران بدون دلیل
پرنده ای پوم از قاف سنگ بردارم
عذاب را ببرم بر فراز عام الفیل
و صخره ای بشوم در سکوت آن شب کوه
شبی که صوت خدا جلوه کرد در جبریل
و شاعران معلق که خیره می می ماندند
به غسل کردن من در تلاوت ترتیل
ستاره های شب مکه خودکشی کردند
مدینه پر شده از بالهای عزرائیل
سقوط شبه جزیره به جهل ذاتی خویش
سوار بی سر تنها جنون اسب اصیل
مرا ببر به معاصر به جنگ خوزستان
عروس باکره در گور دسته جمعی ایل
که باید از عطش کرخه آب بردارم
یکی دو مشت بپاشم به روی دجله و نیل
مرا ببر به امید دوباره در موعود
به جشنواره ی لبخند آخر هابیل

سارا احمدی



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED