20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸٥/۳/٢٩

به ياد شريعتی

خدايا دربرابر هر آنچه "انسان ماندن" را به تباهی می کشاند ،

                     مرا با "نداشتن" و "نخواستن " رويين تن کن.

 



ققنوس



۱۳۸٥/۳/٢٧

جام جهانی. برزيل. تيم ملی

تب جام جهانی این روزها بالا گرفته است و کم کم به روزهای اوج حساسیت نزدیک می شویم. این روزها صفحه تلویزیونمان تنها چیزی که نمایش می دهد فوتبال است. و سایر اعضای خانواده هم خواه ناخواه خود را در این ابراز احساسات نسبت به بازی ها و تیم های مختلف شریک کرده اند. شاید هم رعایت حال مرا می کنند که با اشتیاق فراوان بازی ها را دنبال می کنم و به قول معروف نمی خواهند که توی ذوقم بزنند.
من احتمال می دهم امسال مثل دوره ی قبل باز هم برزیل قهرمان جام باشد مگر اینکه آرژانتین سد راهش شود. هر چند که از تیم هایی مثل اسپانیا و هلند هم نباید غافل شد. اما نه... همان برزیل قهرمان می شود. چهار سال پیش که کمتر کسی امیدی به این تیم داشت قهرمان شد . امسال هم با وجود جادوگرانی مانند رونالدینیو ،کاکا ، روبینیو و ... این تیم را حتما باید قهرمان دانست. به تیم ملی که چندان نمی توان امید داشت. چرا که ظاهراً بازیکنانش را نه بر اساس قابلیت های آنان که بر اساس روابط دیگری انتخاب می کنند. و تا وقتی این علی دایی ِ( ..... ) همه کاره تیم باشد نباید امید چندانی به این تیم داشت.به هر حال امروز مشخص می شود. من که در بازی امروز شکست سختی را برای ایران پیش ینی می کنم .(مثلاً 1 - 3 ) امیدوارم این پیش بینی من اشتباه از آب درآید.



ققنوس



۱۳۸٥/۳/۱٩

اين روزها

کفش هایم را که از پایم درآوردم و روي مبل دراز کشيدم همان لحظه بود که احساس خستگي بهم دست داد و فهميدم که چقدر خسته ام. بي خود هم نيست. وقتي از کله سحر تا غروب آفتاب مجبور باشي با افرادي سروکله بزني که زبانت را نمي فهمند (و تو نيز زبان آنها را) بايد هم با اين اعصاب درب و داغاني که برايت باقي مانده است احساس خستگي بکني.تنها دلخوشيي که برايم باقي مي ماند خنده هاي از ته دل اطرافياني است که آنها را دوست دارم و يا خواندن پيام هاي دوستاني است که  هر چند بعضي اوقات بسيار کوتاهند اما همين پيام هاي کوتاه ولي دوست داشتني سرشار از اميدم مي کند...و البته این کتاب هایی که هر کدامشان برایم دنیایی تازه می آفرینند. دنیایی که در سکوت اطرافم غوغایی را در خود جا داده اند. کتاب که می خوانم احساس زندانیی را دارم که از تنها دریچه سلول خود شلوغی شهری را می نگرد که خاطره ی مبهمی از آن در ذهن دارد. شاید تنها فرقش این باشد که زندانی عاشق و شیفته پیوستن به این شهر است اما نمی تواند،  ولی من متنفرم از این شهر ولی مجبورم به آن بپیوندم و خودم نیز برشلوغی آن بیفزایم. ترجیح می دهم فقط نظاره گر شلوغی این شهر باشم.  کنج خلوت خود را با هیاهوی این دوستان خاموش بیشتر می پسندم.  اما مگر می شود.
همزمان مشغول خواندن دو کتاب هستم. نسخه ی اینترنتی "همسایه ها" ، شاهکار احمد محمود و "اگر شبی از شبهای زمستان مسافری" اثر ایتالو کالوینو. معمولاً سعی می کنم دو کتاب را همزمان نخوانم. این بار هم  شاید (شاید که نه حتماً ) اگر کتاب "همسایه ها" گیرم می آمد و نه نسخه ی اینترنتی اش، همزمان دو کتاب را با هم نمی خواندم. مشغول خواندن کتاب کالوینو بودم که به نسخه اینترنتی همسایه ها برخوردم. چند صفحه ای که از آن خواندم دیگر نتوانستم ادامه ندهم. این شد که هر دو را با هم می خوانم. و از آنجایی که مراقب چشمهایم هستم تا از اینی که هستم عینکی تر نشوم، مجبورم به ندرت و کم کم کتاب همسایه ها را بخوانم. کالوینو هم که اصلاً نمی شود کتاب هایش را سریع خواند.
این روزها شعر هم زیاد می خوانم. چای هم زیاد می نوشم و  بارها پیش آمده است که من و یک فلاکس چای تا دمدمای صبح بیدار مانده ایم.


برهمن پرسيد و تو کدامي ؟
چوپان گفت ...

من مرد غير قابل هر پيش بيني ام
شيطان آسمان و خدايي زميني ام
امروز کفر مطلق و فرداي بي گمان
لبريز نور بادهء حق اليقيني ام
از محضر مبارک من خوشه چين شويد
چيزي نمانده است به خلوت گزيني ام
آدم خراب گندم و حوا خراب سيب
من هم خراب حادثه اي اينچنيني ام
دوزخ کفاف سردي من را نمي دهد
ققنوسم و حريص به آتش نشيني ام
اين شعر هم به نفع خدايان تمام شد
گفتم که غير قابل هر پيش بيني ام

حسين قريبي



ققنوس



۱۳۸٥/۳/۱

رسم اين شهر عجيب...


1- گاهی نبود سوژه خودش می شود سوژه ای برای نوشتن. به اعتقاد من زیباترین حرف ها زمانی گفته می شوند که قبلن درباره ی آنها فکری نشده باشد. خودکار را دست خود می گیرید( پشت کیبورد قرار می گیرید) و هر چیزی را که به ذهنتان می آید می نویسید. من از این نوشته ها زیاد نوشته ام. این گونه نوشته ها بیشیر نمایان کننده وضعیت روحی و فکری نویسنده است. مشکلاتی که در طول روز با آنها سروکار داشته و افکاری که مدتی او را اسیر خود کرده اند همگی در نوشته او جان می گیرند و می توان گفت زوایای مخفی ذهن اوست که در قالب کلمات روی صفحه ای نقش می بندد.
از آنجا که این نوشته ها مخاطب خاصی ندارند رک گویی و صداقت در آنها موج می زند. نه مثل این نوشته هایی که گاه گاه در اکثر وبلاگ ها یا کتاب ها می خوانیم. نوشته هایی فاقد روح و صداقت که نویسنده ی آنها به دلیل پاره ای ملاحظات تمام درونیات خود را بروز نمی دهد بلکه سعی می کند آنطور که دیگران دوست دارند خود را نشان دهد نه آن گونه که واقعاً هست.

۲- شعری است که این روزها زیاد زمزمه می کنم. نمی دانم آنرا کجا خواندم. و اصلاً نمی دانم چطور و چرا سر زبانم افتاده است این روزها.

رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم
قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم
 
عشق بازيچه ي شهر است ولي در ده ما
دختر عشق نجيب است بيا برگرديم

كرمها در دل هر كوچه اقامت دارند
روستا مامن سيب است بيا برگرديم

چه حسابيست در اين شهر كه در مبحث جبر
جاي بعلاوه صليب است بيا برگرديم



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED