20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸۳/۱۱/۱٥

 


زيبايي هاي تو در اين شعر نمي گنجد . اما چه كنم كه :

"براي از تو سرودن ترانه كم دارم       پر از سكوت بهارم، بهانه كم دارم"

........

تو درخت روشنايي، گل مهر برگ و بارت
تو شميم آشنايي، همه شوق ها نثارت
تو سرود ابر و باران و طراوت بهاران
همه دشت، انتظارت.

هله اي نسيم اشراق كرانه هاي قدسي!
بگشا به روي من پنجره اي ز باغ فردا
كه شنيدم از لب شب
نفس ستاره ها را .

دلم آشيان دريا شد و نغمه صبوحم
گل و نكهت ستاره
همه لحظه هام محراب نيايش محبت ،
تو بمان كه جمله هستي به صفاي تو بماند!


بهل اي شكوه دريا كه ز جو كنار ايام
ننهد به باغ ما گام سرود جويباران،
چو نگاه روشنت هست چه غم كه برگها را
 به سحرگهان نشويند به روشنان باران.

به ستاره برگ ناهيد
                 نوشتم اين غزل را
كه بر اين رواق خاموش
                   به يادگار ماند

ز زبان سرخ آلاله شنيدم اين ترانه :

كه اگر جهان بر آب است
                  ترنم تو بادا و
                              شكوه جاودانه!

                         
                             
" تولدت مبارك"



ققنوس



۱۳۸۳/۱۱/٧

 

 

تا دقايقي از هيچ طرف سخني نبود. تا آنكه رفعت گفت : مي داني شمسي... اين زندگي به دلم نمي چسبد . تبديل شده به يك دلهره مدام . يك كشمكش دروني . تكه تكه زندگي مي كنم. دل خوشي ام به چيزهاي موقتي است . هميشه به دنبال چيزي هستم تا سرنوشتي قطعي را به عقب بيندازم .
او مي دانست رفعت از چه صحبت مي كند. با خشم پرسيد:كدام سرنوشت را ؟
رفعت آرام و خونسرد گفت ما پير مي شويم . همه پير مي شوند . اما فقط زنها آن را حس مي كنند . پنجاه سالگي يعني مرگ . فرصت زيادي نمانده است .
شمس الضحي لحظه اي صورتش را با دست پوشاند . نمي خواست ببيند . نمي خواست بشنود .
- بيا راجع به چيز ديگري صحبت كنيم . اين حرف ها نگرانم مي كند . اين بي قراري هميشگي !
و آن وقت به او تكيه داد . تسليم بود.
رفعت گفت :اين بي قراري هميشگي بيشتر مثل يك نفرين است .
شمس الضحي گفت: هميشه خيال مي كني چيزي هست كه عاقبت تو را آرام خواهد كرد . اما هيچ وقت پيدايش نمي كني.
رفعت گفت: پس ذهنت تو را مي برد . مي برد به جاهايي كه هميشه برايت ممنوع بوده است . تو را به سراغ چيزهايي مي فرستد كه مصرفش برايت قدغن بوده است .
شمس الضحي گفت: به اين اميد كه تو را نجات خواهد داد.
و آهي كشيد: براي همين زندگي ات تكه تكه مي شود .
رفعت ايستاد . لب هاي خشك را از هم باز كرد . له له زنان گفت :من بايد خودم را مصرف كنم وگرنه ديوانه مي شوم.

                                                           "مهرگياه _ اميرحسن چهل تن"

قطعه بالا را كه خواندم نمي دانم چرا حس غريبي به من دست داد .از آن حس هايي  كه به ناگاه و ناخواسته مي آيد و نمي داني كه با آن چه كني. تنها كاري كه از دستت بر مي آيد اين است كه گوشه صفحه كتاب را خم كني و آن را در گوشه اي بگذاري و در خود غرق شوي . ذهنت را رها كني تا خودش به گذشته برگردد. به روزهايي كه گذشتند هر چند برخلاف ميل تو. به روزهاي زيباي بي خيالي. به ترديدهاي زيباي فلسفي و دغدغه هاي كودكانه زندگي. تو مي ماني و تمامي خاطرات غبارگرفته اي كه روزي با تو مي زيستند و اكنون فقط از دور تماشاگر تو هستند. و تو فقط حسرت روزهايي را مي خوري كه مي توانستند خيلي بهتر بگذرند اما...

 



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED