20چونکه مستم کرده اي حدم مزن... شرع، مستان را نيارد حد زدن ...چون شدم هوشيار آنگاهم بزن...که نخواهم خود شدن هوشيار من

۱۳۸٢/۱۱/٢۸

 

سلام دوستان برای امروز دوغزل انتخاب كردم كه اميدوارم خوشتون بياد

 

جستجو

براي د يـد ن تـقــد يـر خواهـم رفـت مي اّيي؟

به جستجوي نفس گير خواهم رفـت مي اّيي؟

مــرا به جــرم گنـاهي بــه د ا ر مـي بـرد نـــد

براي خواهـش و تكفير خواهــم رفـت مي آيي؟

مــرا به خـالــق خــود ربــط مي دهــنـد مي دانم

براي گفـتـن تكـبـيـر خـواهــم رفــت مي آيي؟

حدود دو شب پيش بــود خــوابهـاي بـد ديــد م

كنار بـقـعــه ي تعـبـيـر خواهــم رفــت می آيي؟

براي قـبـر خــود م فــكـــرهــاي تــازه اي كردم

به جسـتجـوي كـمـي قـيـر خواهم رفت مي آيي؟

زمــانـه به مــن روي خــوش نــخــواهــــد داد

براي چــاره و تد بـيـر خــواهـم رفــت مي آيي؟

كـمـان عـمـر مــن امــروز مـثـل زاويــه اســت

به احـتـمـال قـوي د يــر خــواهم رفت مي آيي؟

سراب

پر از سؤال وجوابم؛ مي ترسم!

وسالهاست كه خوابم مي ترسم!

تو بــاز هـــم پـــاســخ مـرا دادي

نـكـرد ليك مـجـابـم ؛مـي ترسم!

زمــانــه مــثــل تــو زيبـاست ؛اما

من ازخـودم ازسرابم؛ مي ترسم!

من از حضـورت هميشه سرشارم

از ايـنكــه باز بي تابم مي ترسم!

شوش-ابان80

 اشعار از سپيده ناصري



ققنوس



۱۳۸٢/۱۱/٢

 

سلام دوستان

امروز يه مطلب جديد ياد گرفتم ،دوست داشتم شما هم اون رو ياد بگيريد

زياد دربارش صحبت نمی كنم خودتون اون رو ببينيد

يه سری مطلب هم از يكی از سايت ها كش رفتم كه به نظر من خوندن اون با تامل و تفكر می تونه بسيار مفيد باشه.

اگر ميشد جمعيت کره زمين را به جمعيت يک دهکده ۱۰۰ نفره تقليل داد، با يکسان نگاه داشتن همه نسبت ها و درصدها، حاصل، چيزي شبيه زير مي شد:
۵۷ آسيايي، ۲۱ اروپايي، ۱۴ آمريکايي (شمالي و جنوبي) و ۸ آفريقايي در اين دهکده زندگي مي کردند. از اين عده ۵۲ تن زن و ۴۸ نفر مرد مي بودند. ۷۰ نفر از آنها غيره سفيد پوست و ۳۰ نفر سفيد پوست، ۷۰ تن غير مسيحي و ۳۰ تن مسيحي مي بودند.
۶ نفر از اين عده، ۵۹ درصد کل ثروت جهان را در اختيار مي داشتند و هر شش نفر آمريکايي بودند. ۲۰ تن نيز ۸۰ درصد منابع انرژي موجود را مصرف مي کردند و هشتاد نفر هم پايين تر از سطح کنوني استاندارد مسکن زندگي مي کردند. ۷۰ نفر قدرت خواندن نمي داشتند و ۵۰ نفر از سوء تغذيه رنج مي بردند. يک نفر (آري، يک نفر) تحصيلات دانشگاهي مي داشت و يک نفر هم مالک يک دستگاه کامپيوتر بود. وقتي جهان را از يک چنين چشم انداز فشرده اي مورد توجه قرار دهيم، نياز به پذيرش، درک و آموزش پر رنگ تر مي شود.
مطلب زير نيز جاي تامل دارد:
◊ اگر امروز با احساس تندرستي بيشتري از خواب بيدار شويد... از ميليونها نفري که تا پايان هفته نيز دوام نخواهد آورد، سعادتمند تريد.
◊ اگر هرگز، تنهايي زندان، زجر شکنجه، يا گرسنگي را تجربه نکرده ايد از ۵۰۰ ميليون نفر در اين دنيا پيش تريد.
◊ اگر بتوانيد بدون ترس از ارعاب، دستگيري، شکنجه يا مرگ مراسم مذهبي خود را انجام دهيد، از ۳ ميليارد نفر مردم اين جهان خوشبخت تريد.
◊ اگر غذايي در يخچال، پوشاکي بر تن، سقفي بالاي سر و جايي براي خوابيدن داريد... از ۷۵ درصد مردم جهان ثروتمند تريد.
◊ اگر در بانک يا کيف بغلي تان پول داريد و جايي براي استراحت و تفريح در اختيار نيز داريد، از جمله ۸ درصد ثروتمندان جهان هستيد.
◊ اگر پدر و مادرتان هنوز در قيد حيات هستند و با يکديگر زندگي مي کنند... شما از جمله نوادر –حتي در آمريکا و کانادا- هستيد.
◊ اگر مي توانيد اين مطلب را بخوانيد، دو بار سعادتمند هستيد، يک بار بخاطر اينکه کسي به فکر شماست و دوم اينکه شما بيش از ۴ ميليارد نفري که در اين دنيا بي سواد هستند، خوشبخت تر هستيد.
-:غم دل چند توان خورد که ايّام نماند :: گونه دل باش و نه ايّام چه خواهد بودن:-



ققنوس



۱۳۸٢/۱۱/٢

 

سلام امروز باز هم وقت كردم يه سري به اين وبلاگ بزنم . راستشو بخوايين اين روزها بدجوري درگير مسايل كاريم خيلي كم فرصت ميكنم به اون چه كه دوست دارم بپردازم .

براي امروز چند غزل از شاعر خوب همشريم رو انتخاب كردم اميدوارم خوشتون بياد

جوانه

قلم دوبــاره بــاز هـم بهانه كرد

ودست ســاحـر مـرا نـشانه كرد

از اّسمان دوباره قطره هاي اّب

امـيـد خشك رود را روانـه كرد

نفـس به حكـم بود ن اشــاره ها

دراين قفس نشست وبازخانه كرد

دوبـاره دل به اّتـش دگر رسيد

از ا لــتهاب واژه هـــا زبانـه كرد

عجب! دوباره بعد عمري اجتناب

قلـم در ايـن شب سيـه جوانه كرد

سپيده ناصري شوش- دي ماه 80

زبان واژه ها

وقتي هواي قافيه دلــــگير مي شود

گويي زبان واژه به زنجير مي شود

من احتمال مي دهـــم فـــردا خبر رسد

شعري به جرم قافيه دستگيرمي شود

يا از كسي كه روي غزلها حساب كرد

با واژه هاي ناب وگل تقدير مي شود

حتما بيا دوباره به جمــــع شــراره ها

امشب بيا؛ وگر نه كمـي دير مي شود

سپيده ناصري شوش-11 /11/80

سؤال

همان كه تيغ نگاهش به درز قالي بود

به احتمال قوي در د لش ســــؤالـي بود

نگاه مـي كند اّري بــد اسـت حــق دارد

تمام حاصــل عـمــرش دلــي سفالي بود

هميشه غصه ي خود را به اّب ميگفتم

ولي دو گوش مزاحــــم در حوالي بود

چقدر خوب شد اّن روز ها كــه فهميدم

تمام حجـــم دو گوشش زبان لالي بود

دگر براي دلــم حــرف مــي زنــم اّري

اگر ميان شب و روزها مجالي بـــــود

سپيده ناصري شوش دانيال



ققنوس



خانه
آرشيو

e-mail
پروفایل کاربر
ققنوس

دربارهء من:
پروفایل ققنوس




..........

در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
در متن ادراك یك كوچه
تنهاترم
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه
تنهایی من بزرك است
بیا تا برایت بگویم
كه تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی كرد

search by google


کتاب هایی که من می خوانم

:همسايه ها

شور و شر

سياوشون

توكاي مقدس

كتابلاگ

روح تكاني

عاقلانه

سپينود

جامعه شناسي زير زميني

زن نوشت

از جنوب غربی

_/_// شعر \\_\_

شاعرانه ها

غزلكده

غزل پست مدرن

مثل کسی که کیست

غزل بگو

شیطان ترین فرشته

آدمک

نهانجا

خنده های حباب در باران




سايت هاي خبري

بازتاب
فردا نيوز
عصر ايران
پايگاه خري تحليلي فرارو
روزنامه اعتماد
روزنامه روز

سايت هاي ادبي

لوح
دوات
پندار
فروغ
قا بيل
بلوط
کوچه
سخن
كتابان
خوابگرد
ماندگار
آدم و حوا
ماني ها
شرقيان
هارمجیدون
والس ادبی
ليلا صادقي
آي آي کتاب
داستان كوتاه
كتاب در خانه
الواح شيشه اي
رادیو زمانه
دیباچه
كتابهاي رايگان فارسي


سايت هاي هنري

خانه هنرمندان ایران
موسيقي هنري ايران
ماهنامه هنر موسيقي
خبرنامه موسيقي ايران
پارس موزيك
گلهاي رنگارنگ
ايران كليپ

اشخاص
.

وبنوشت
مسعودبهنود
دكتر سروش
محسن كديور
داريوش آشوري
هادي تونسي
حميد عجمي
مخملباف
نزار قباني
حسين پاكدل
ناصر غياثي
عباس معروفی
مصطفی مستور

ديگر

باران
يك كتاب
هفت ها
پرده ناتمام
كافه ناصري
مجله اينترنتي فصل نو
انجمن جامعه شناسي ايران
خرده ریزها

FEED